آیت ا... سید حسین بُدَلا در كتاب خاطرات خود، از تعجب خود در دیدن روحانی معممی در زمان رضاخان می گوید:

یك بار كه در همان سنوات مجددا توفیق یافتم كه به مشهد مقدس مسافرت كنم، پس از بازگشت از سفر، در حالی كه در خیابان عین الدوله (خیابان ایران كنونی) راه می رفتم، از دور چشمم به یك شخص روحانی و معمم افتاد. این امر با توجه به ممنوعیت لباس روحانیت، برای من تعجب برانگیز بود و در مسیر مشهد تا تهران هم هیچ فردی را با عبا و عمامه مشاهده نكردم. البته خودم در آن حال ملبس بودم و با ترفند خاصی عبور كردم كه با من كار نداشته باشند؛ ضمن اینكه برخوردهایی هم با مامورین داشتم.

با این حال، دیدنِ یك معمم برای من شگفت آور و در عین حال خوشحال كننده بود. روحانی مزبور، باحالت مظلومانه ای روی سكوی یك خانه نشسته بود. البته از دور چیزی جز یك عمامه سفید دیده نشد؛ ولی وقتی نزدیكتر شدم، حالت مظلومانه او را دریافتم. قصد داشتم جلوتر بروم كه به ناگاه ماموری كه در آن حوالی پرسه می زد، از من خواست كه از سوی دیگر حركت كنم و به روحانی مزبور نزدیك نشدم. لذا من به یك سلام و علیك اكتفا كردم و رفتم.

آن روحانی كسی جز حاج میرزا محمد آقا زاده نبود. وی بعد از دستگیری به حالت تبعید و تحت نظر در تهران به سر می برد و تنها اجازه داشت كه از خانه اش تا كنار سكویی كه روی آن نشسته بود، خارج شود و كسی هم حق نزدیك شدن به او را نداشت و دو مامور از او مراقبت می كردند. او فرزند مرحوم آخوند ملاكاظم خراسانی بود.

 

* منبع: هفتاد سال خاطره از آیت ا... سید حسین بدلا، انتشارات مركز اسناد انقلاب اسلامی